به نقل از toonblog :
در دنیای امروز که رقابتهای تجاری در بسیاری از صنایع به اوج خود رسیده است، استفاده از روشهای نوین بازاریابی برای جذب مشتری و فروش محصولات از اهمیت بالایی برخوردار است. یکی از این روشها که در سالهای اخیر توجه بسیاری را به خود جلب کرده، سیستم "زیرمجموعه مارکتینگ" یا "بازاریابی چندسطحی" (MLM) است. این سیستم به بازاریابان این امکان را میدهد تا علاوه بر فروش مستقیم، با جذب افراد جدید برای فروش محصولات شرکت، درآمد بیشتری کسب کنند. اما آیا فروش زیرمجموعه در حقیقت یک نوع مارکتینگ است؟ برای پاسخ به این سوال باید به ویژگیها و اصول این روش توجه کنیم.
1. تعریف زیرمجموعه مارکتینگ
زیرمجموعه مارکتینگ (یا بازاریابی چندسطحی) به یک مدل فروش گفته میشود که در آن افراد یا نمایندگان فروش، محصولات یا خدمات یک شرکت را به مشتریان عرضه میکنند و در عین حال، برای جذب افراد جدید به شبکه فروش خود فعالیت میکنند. در این مدل، علاوه بر کمیسیونهایی که از فروش مستقیم محصولات دریافت میشود، بازاریابها برای فروشهای انجامشده توسط افرادی که خود جذب کردهاند، نیز درصدی از درآمد کسب میکنند. این مدل باعث میشود که هر فرد نه تنها از فروش خود بلکه از فروشهای زیرمجموعههای خود نیز بهرهمند شود.
2. ویژگیهای زیرمجموعه مارکتینگ
یکی از ویژگیهای بارز زیرمجموعه مارکتینگ، تاکید بر شبکهسازی و گسترش شبکه فروش است. افراد در این سیستم به گونهای عمل میکنند که از طریق جذب و آموزش دیگران به فروش محصولات شرکت پرداخته و در نتیجه، شبکهای از فروشندگان تشکیل میدهند. این فرآیند میتواند به رشد و گسترش سریع یک کسبوکار کمک کند، بهویژه زمانی که افرادی که جذب میشوند، فعال و موفق باشند.
ویژگی دیگر این مدل، پاداشدهی به فعالیتهای غیرمستقیم است. این به این معناست که هر فرد نه تنها از فعالیتهای خود بلکه از فعالیتهای دیگران که به شبکهی او تعلق دارند، سود میبرد. این کار به گسترش سریع شبکه کمک میکند و بازاریابی را به یک فرآیند همکاری و شبکهای تبدیل میکند.
3. تفاوتهای زیرمجموعه مارکتینگ با روشهای سنتی بازاریابی
در روشهای سنتی بازاریابی، یک نماینده یا فروشنده تنها از فروش مستقیم خود سود میبرد. به عبارت دیگر، فرد فقط زمانی درآمد دارد که خودش محصولی را به مشتری بفروشد. در حالی که در زیرمجموعه مارکتینگ، فرد از فروشهای انجامشده توسط افرادی که خودش به سیستم جذب کرده است نیز سود میبرد. این مدل، در واقع یک رویکرد بیشتر مبتنی بر "تیمسازی" و "شبکهسازی" است تا فروش فردی.
4. نقد و بررسی زیرمجموعه مارکتینگ
یکی از بزرگترین انتقاداتی که به مدل زیرمجموعه مارکتینگ وارد است، شباهتهای آن با طرحهای هرمی (پیرامیدی) است. در طرحهای هرمی، تأکید بیشتر بر جذب افراد جدید به سیستم است تا فروش واقعی محصولات. اینگونه طرحها معمولاً پایدار نیستند و بسیاری از افرادی که وارد این شبکهها میشوند، در نهایت درآمد چندانی کسب نمیکنند و حتی ممکن است زیانهایی نیز متحمل شوند. به همین دلیل، سازمانها و مقامات نظارتی در بسیاری از کشورها به شدت طرحهای هرمی را منع کردهاند.
اما تفاوت اصلی بین زیرمجموعه مارکتینگ و طرحهای هرمی در این است که در یک سیستم بازاریابی چندسطحی معتبر، باید فروش محصولات واقعی به مشتریان صورت گیرد. اگر هدف اصلی جذب افراد و تشکیل یک شبکه فروش برای جلب درآمد باشد، ممکن است به طرحهای هرمی شبیه شود. اما اگر فروش واقعی محصول یا خدمت در اولویت باشد و افراد تنها بهعنوان یک کانال برای رساندن محصولات به بازار عمل کنند، آنگاه میتوان گفت که این سیستم یک روش بازاریابی مشروع است.
5. مزایای زیرمجموعه مارکتینگ
یکی از مزایای اصلی زیرمجموعه مارکتینگ، امکان کسب درآمد غیرفعال است. به عبارت دیگر، با گسترش شبکه فروش و جذب افراد به سیستم، بازاریاب میتواند درآمدهایی از فروشهای غیرمستقیم داشته باشد که بدون نیاز به فعالیت مستقیم او، حاصل میشود. این ویژگی میتواند افراد را به سمت این نوع از بازاریابی جذب کند.
همچنین، زیرمجموعه مارکتینگ به کسبوکارها این امکان را میدهد که هزینههای تبلیغات و بازاریابی خود را کاهش دهند، چرا که بازاریابها بهطور مستقل به معرفی محصولات و خدمات به مشتریان میپردازند. این رویکرد برای بسیاری از کسبوکارها بهویژه استارتاپها، یک مزیت اقتصادی بهشمار میرود.
6. معایب و چالشهای زیرمجموعه مارکتینگ
یکی از چالشهای اصلی این مدل، احتمال از دست دادن اعتبار شرکت یا برند به دلیل سوءاستفادههای احتمالی است. در صورتی که شرکتها بهدرستی این سیستم را مدیریت نکنند و یا افراد بدون اطلاعات کافی وارد این شبکه شوند، میتواند منجر به نارضایتی و بدنامی برند شود. همچنین، گاهی اوقات افرادی که وارد این شبکه میشوند، ممکن است توقعات غیرواقعی از میزان درآمد و موفقیت خود داشته باشند و در نهایت از تجربه خود ناراضی شوند.
نتیجهگیری
زیرمجموعه مارکتینگ میتواند یک روش مشروع و مؤثر در بازاریابی باشد، اما تنها زمانی که بر پایه اصول اخلاقی، فروش واقعی محصولات و خدمات، و آموزش مناسب بنا شده باشد. این روش در صورتی که بهطور صحیح و شفاف اجرا شود، میتواند برای بسیاری از کسبوکارها و افراد یک فرصت درآمدی جذاب باشد. با این حال، بهمنظور جلوگیری از مشکلات حقوقی و اخلاقی، لازم است که سازمانها و افراد در این مدل بازاریابی، از قوانین و اصول شفاف پیروی کنند و از هرگونه سوءاستفاده یا فریب مصرفکنندگان خودداری کنند.

customer retention چیست؟